تعزیه کامل حربن ریاحی سال 1397 با هنرمندی ابوالفضل صابری حسینیه سیدالشهداء برغمد

تعزیه کامل حربن ریاحی سال 1397 با هنرمندی ابوالفضل صابری حسینیه سیدالشهداء برغمد

تعزیه کامل حربن ریاحی سال 1397 با هنرمندی ابوالفضل صابری حسینیه سیدالشهداء برغمد

1 ماه پیش / 10

تعزیه زیبای حربن ریاحی با هنرمندی ابوالفضل صابری با حضور برترین تعزیه خوانان کشور حتما این تعزیه زیبا رو ببینید و به دوستانتان پیشنهاد بدین انشالله در روزهای آتی کلیپ های جدید براتون آپلود میکنیم لينك سايت: https://barghamad.com كانال: https://telegram.me/barghamad_channel اينستاگرام: https://Instagram.com/barghamad_village کانال تعزیه : https://t.me/tazie_barghamad کانال میدان کشتی با چوخه بنی هاشم برغمد https://t.me/chokhe_channel چگونگی به شهادت رسیدن حربن ریاحی و پسرش این متن رو با دقت بخوانید کخ از خواندنش پشیمان نخواهید شد حر یکی از یاران ابن زیاد بود که به دستور ابن زیاد و با لشکریان خود و نامه ای که یزد فرستاده بود خود را همراه پسر نوجوانش به کربلا رسانده بود نامه مبنی بر این که به محض رویت حسین (ع) و یارانش ابتدا آنها را به بیعت با یزد بن معاویه دعوت کند و اگر پذیرفتند از گناه آنان بگذرد و اگر نپذیرفتند ابتدا آب را برویشان ببندد و سپس با آنها وارد جنگ شود از این رو در راه کربلا به قافله امام حسین (ع) می رسد و ابتدا با حضرت عباس که علمدار قافله بوده است صحبت می کند و از ایشان می خواهد تا اورا به حضور ابی عبدالله ببرد و وقتی به محضر امام می رسد متن نامه یزد را می خواند و از امام می خواهد بیعت با یزید را بپذیرد با صحبت های حر امام حسین (ع) خشمگین می شوند و جوابی دندان شکن به او می دهد و حر بسیار نارحت شده و می خواهد به مادر امام توهین کند که ناگهان جایگاه والاو بزرگ حضرت زهرا (ع) به ذهنش خطور می کند و شرمنده می شود. امام در ادامه صحبت هایش می فرماید ای حر تو ابتدا مرا نوه رسول الله خواندی و چرا راه را بر خاندان رسول الله بسته ای و. امام می گوید ای حر از جواب من نارحت شدی ولی من منظورم نفست بود امام به برادر خود عباس (ع) دستور می دهد قدری آب به لشکریان و چهار پایان حر بدهند و این لطف حر را معطوف امام می کند و در صحرای کربلا زمانی که ابن سعد و شمر نیز می رسند در جواب سوال آنها که پرسیده بودند چرا تاکنون وارد جنگ با حسین (ع) نشده است پاسخ می دهد کسی که به من و یارانم آب می دهد و مرا مهمان خود می کند چگونه رواست که به روی او آب ببندم و با ایشان وارد جنگ شوم وابگونه شد که در اخرین لحضات از یاران با وفای حسین (ع) می شود و خود و فرزندش در راه آزادگی به شهادت می رسند.